من در مدرسه شاهد جهرم
خاطرات روزانه من در اینجا

با سلام خدمت همه ی شما بینندگان این وبلاگ.

 

من در این وبلاگ قصد دارم خاطرات روزانه خودمو در مدرسه راهنمایی شاهد بنویسم.

 

این وبلاگ حداکثر پس از پنج روز اپ میشه.



           
1 / 1 / 1393برچسب:, ::
امیر حق گویان

تاوووووووففففففففففف

 

بالاخره تموم شد

 

بالاخره امتحانا تموم شد

 

معدلم شد     دقیق 19

 

اصلا راضی نیسم

 

ولی تلاش خودمو کردم و از تلاشم راضیم

 

ایشالا قراره اخر همین ماه یا بریم مشهد یا بریم بوشهر

 

 

هرجا رفتیم براتون خاطره مینویسم و میزارم تو وبلاگ

 

نمیدونم چی بنویسم

 

اها

 

 

 

 

هیچ

برو دیگه نخون

 

 

دبرو دیگه

 

 

اه  چرا بازم داری میخونی برو دیگه

 

.

.

.

.

..

.....



           
پنج شنبه 17 / 11 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

سلامی دوباره بعد از مدت ها

 

ببخشید دوستان اصلا یادم رفته بود چیزی به نام وبلاگ دارم 

تا امروز که یکدفعه یادم اومد

چیکار کنم دیگه ما هم انسانیم

امتحانا هم که شروع شده

ایشالا بعد از امتحانا دوباره شروع میکنم وبلاگو مرتب اپ کنم

 

خداحافظ تا بعد از امتحانا



           
سه شنبه 1 / 10 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

سلام دوستان گلم.

مدرسه ی ما تا سال پیش از نظر خودمون تو شهر رتبه ی دوم داشت.

اما امسال...

 

گند شده رفته.

مدرسه حال نمیده.

همش انرژی منفی.

فقط و فقط هم بخواطر .... مدرسه.که فعلا نمیتونم اسمشو بیارم.

نه اردویی.

 قسم میخورم  دبیرستان که رفتم.دیگه به معلما سر نمیزنم تا موقعی که .... مدرسه عوض شه.

 

خدافظ



           
پنج شنبه 30 / 8 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

سلام.

ببخشید چند روزی نتونستم مطلب بزارم

امتحان زیاد داشتم

 

معتاد ویچت شدم .هر روز تو ویچتم.

نمیدونم چیکار کنم.

 

شما هم اگه تمایل به چت با من دارین

ویچت ایدی خودتونو خصوصی برام بفرستین.تا بتونیم مطالب جالب و بدر بخور واسه هم بفرستیم



           
پنج شنبه 30 / 8 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

سلام.

ببخشید چند روزی نتونستم مطلب بزارم

امتحان زیاد داشتم

 

معتاد ویچت شدم .هر روز تو ویچتم.

نمیدونم چیکار کنم.

 

شما هم اگه تمایل به چت با من دارین

ویچت ایدی خودتونو خصوصی برام بفرستین.تا بتونیم مطالب جالب و بدر بخور واسه هم بفرستیم



           
پنج شنبه 30 / 8 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

سلام خدمت همگی.

بالاخره دعاهاتون گرفت و ما رفتیم اردو.البته اردو نبود حالا میگم چرا.

چرا اینقدر بد دعا میکنین.ببخشیدا.

ما ساعت 7 ربع کم مدرسه بودیم.قرار بود هفت و نیم بریم یه محلی به نام تپه شهدا

تا ساعت ده و نیم.ولی هشت اونجا بودیم تا ساعت نه و ربع.

اینم شد اردو

گوشی ممنوع.شااید تنقلات ممنوع.

حالا خلاصه.

بدی اینجا بود که ما دوس داشتیم پیاده بریم اونجا.فکر کنم حدود یک کیلومتر باید از مدرسه

تا اونجا میرفتیم.ولی گفتن نه.گفتن تا یه راهی با اتوبوس میریم بقیش پیاده.گفتیم باشه.

ولییییبی تا ته راه رو با اتوبوس رفتیم.اه اه اه اه.

اقای عارف نژاد هم حالش بد شد و با یه ماشین

مطمئن به نام پراید بردنش.خدا رو شکر حالش خوب شد.

من و یکی از دوستام گوشی آورده بودیم.چندتا عکس ازمعلم ها گرفتیم.که بعدا میزارم تو وبلاگ.

تاااا اینکه.

من و سینا داشتیم با برنامه ای که رو گوشیمون داشتیم سنتور میزدیم که مدیرمون فهمید و از اقای

پورحقیقی خواست تا گوشی منو سینا رو بگیره.

خلاصه گرفت و گفت تو مدرسه بهتون میدم گفتیم باشه.

پیاده رفتیم مدرسه.

به اقای پور حقیقی گفتم.گوشیمو بده گفت دادم اقای نیک اقبال همینو گفت من تا تهش خوندم

دیگه تموم دیگه s4 خدافظ.

اقای نیک اقبال اومد.ما که جرات نکردیم بپرسیم.به اقای پورحقیقی گفتیم.اونم گفت گفتن زنگ اخر.

زنگ اخر اقای نیک اقبال من و سینا رو صدا زد.اونجا دلیل گوشی اوردنمون رو پرسید.

ما هم گفتیم اقا اگه شما فکر بد میکنین.گوشی ما قفل نداره برین کل گوشی رو زیر و رو کنیین

گفت من اجازه ندارم و اینا گفتیم اقا گوشی مال ما هست ما اجازه میدیم.گفت اصلا بحث سر این نیس.ما به شما گفتیم نیارید.ولی شما اوردین.

یه نمره از انضباط کم کرد..

تموم شد و ما هم اعصاب خورد.

تموم شد و اومدیم خونه.

و.اعصابم خورده.

تفخبتبتقتبتابتبتبتبختیتبتبحیحثتبتینستیخثنیتیتیازتیایاایتبب نخ خبحینبخی

اینا بخواطر اعصاب خوردی هست

 



           
چهار شنبه 6 / 8 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

خواهشا واسه این که ما اردو بریم یه دعایی هم بکنین.

بابا داریم میمیریم.

اقای فلان مسوول مدرسه اگه این مطلبو میبینی یه کاری انجام بده

میگی اموزش پرورش مجوز واسه اردوی خارج شهر نمیده.

بابا اموزش پرورش غلط کرده من خودم میرم مجوز میگیرم.

اصلا به اموزش پرورش چه ، وقتی به ما رضایت نامه بدن و والدین هم قبول کنن چه مشکلی داره. 

ما دانش اموزیم اگه قرار باشه سال سوم با دوستامون جایی نریم با بچه ها میریم رستوران و استودی زیر زمینی

بعدش بچه های مسجد ما رو میبینن میرن به مسئول پایگاه میگن و از بسیج میفتیم بیرون.دیگه سربازی رو تا تهش برو.

بدبختی ما از همین عقده بودنمونه.

بعدش میگن چرا شادمهر عقیلی فرار کرد رفت اونور

خوب چرا مجوز بهش ندادین

چرا ...



           
یک شنبه 26 / 7 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

سلام.دوستای گرامی

 

چند روزه نتونستم دور وبلاگو بگیرم.ببخشید

هم وقت نداشتم هم مطلب.

ولی میخواستم بگم بهترین دوران سوم راهنمایی هست.ولی امسال به دلایلی که نمیتونم بگم از اردوهای این دوران  کاسته شده.

کاشکی میشد مثل سالای قبل یه اردویی هم بریم.

سال اول که دبیر تاریخمون اقای نیک اقبال بود. به کسایی که نمره 17 به بالا گرفته بودن  یه اردو شیراز دادن.

ما کلاس پنجم که بودیم میگفتیم سوم راهنمایی میریم مشهد ولیییی.

 



           
جمعه 24 / 7 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

سلام.

این مطلبت رو برای اقای پورحقیقی مینویسم

الان سه روزه بهش گفتم بیاد این وبلاگ مارو ببینه هی میگه رفتم خونه باشه

 

ایشالا  اخر اسفند



           
شنبه 16 / 7 / 1392برچسب:, ::
امیر حق گویان

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 3
بازدید هفته : 24
بازدید ماه : 92
بازدید کل : 1775
تعداد مطالب : 22
تعداد نظرات : 86
تعداد آنلاین : 3


Alternative content


[javascript] [/javascript]